۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

براي تو كه بودنت رو از من دريغ مي كني

ديگر جا نيست
قلبت پُر از اندوه است.

مي ترسي  - به تو بگويم - تو از زنده گي مي ترسي
از مرگ بيش از زنده گي
از عشق بيش ازهر دو مي ترسي.

به تاريكي نگاه مي كني
از وحشت مي لرزي
و مرا در كنار ِ خود
از ياد
مي بري. *

* شاملو.