همين روزها باز هم دوست ديگه اي ازمون جدا مي شه و مي ره.... مي دونستم ، از قبل به من گفته بود اما انتظارش رو نداشتم اين همه زود باشه. دلم خيلي واسش تنگ مي شه. نمي دونم هيچ وقت بهش گفتم كه اگه نبود من سال گند 82 رو از سر نمي گذروندم؟؟؟ بهش گفتم كه نامه هاش رو با وسواس نگه داشتم و هيچ وقت لذت خوندن اون نامه هاي طولاني رو با صدها هزار ايميل عوض نمي كنم؟؟؟؟ هنوز نرفته دلم براش تنگ شده....
هر شب موقع خواب ديوان حاقظي* رو كه به من دادي ميارم وچند تا غزل مي خونم. مرسي بابت اون و بابت تموم كتابهايي كه به من دادي. باورت مي شه كه "هنوز زنده ام كه روايت كنم " رو تموم نكردم؟؟؟ خوندنش از دل خوشي هاي قبل از خوابمه. ديگه چيز زياديش نمونده....
* يادته كي به من داديش؟ بعد از اون تصادف؟؟ وقتي دادي گفتم :" نو رو واسه خودت نگه داشتي ، كهنه رو به من دادي؟؟ " و تو اخم كردي؟؟؟ فكر كردي جدي مي گم ... اما خود من كتابي رو كه دوست دارم و مال خودمه در صورتي به فرد ديگه مي دم كه طرف واسم خيلي عزيز باشه و من واست مهم بودم اون روزها.
هر شب موقع خواب ديوان حاقظي* رو كه به من دادي ميارم وچند تا غزل مي خونم. مرسي بابت اون و بابت تموم كتابهايي كه به من دادي. باورت مي شه كه "هنوز زنده ام كه روايت كنم " رو تموم نكردم؟؟؟ خوندنش از دل خوشي هاي قبل از خوابمه. ديگه چيز زياديش نمونده....
* يادته كي به من داديش؟ بعد از اون تصادف؟؟ وقتي دادي گفتم :" نو رو واسه خودت نگه داشتي ، كهنه رو به من دادي؟؟ " و تو اخم كردي؟؟؟ فكر كردي جدي مي گم ... اما خود من كتابي رو كه دوست دارم و مال خودمه در صورتي به فرد ديگه مي دم كه طرف واسم خيلي عزيز باشه و من واست مهم بودم اون روزها.