یه مسافرت کوتاه ولی عالی و دوست داشتنی با یه سری دوست ماه. هرچند جای بعضی ها خالی بود و اینکه قبل سفر برای اولین بار واسه خودم آمپول زدم که رو به راه شم و اینکه.... اما خیلی خوش گذشت.
امروز تقريبا يك سال از اولين باري كه ديدمت گذشته. ديشب خوابت رو ديدم و حرفاي نگفته رو گفتي. هر طور تو راحتي ، من هم اصراري به ادامه و آزار خودم ندارم. ممنون بابت تموم خاطرات خوبي كه واسم ساختي و ببخشيد بابت تموم حرفها و كارهايي كه رنجوندت.
گفتی : اگه دلم تنگ شد یه رابطه ی جدید شروع می کنم و همه چی تموم می شه...
دلم تنگ شد. خواستم یه رابطه ی جدید شروع کنم ، تنها نتیجه اش دلتنگ تر شدن بود... همون اول رهاش کردم... ما متفاوتیم.
فردا تعطیلات رسما تموم می شه و برای من کاملا متفاوت از اونچه که انتظار داشتم گذشت! هفته ی اول تموم مدت افقی بودم و .... هفته ی دوم هم اداره و یه کوچولو سرو کله زدن با پسرک.
چند روز می شه که دندونم درد می کنه و کلافه شدم....
چند تا دعوای احمقانه و پاچه گیری و... چند تا کار ابلهانه... جیغ جیغ جیغ جیغ
یعنی راست می گفت؟؟؟